خرید بک لینک

یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۱ ساعت 15:27 توسط گندم | 

برنامه پایش وزارت خونه صد بار عوض شد ، کل اداره ماه هاست که در تکاپو و استرسن ، من هول و هراسشون رو نگاه می کردم و به خودم استرس نمی دادم ، تا امروز که اومدنشون قطعی شد یه چیزی ته دلم می گفت نمیان ، بعد هم که مشخص شد میان گفتم قطعا خیلی پرشون به پر من نمی خوره و میان از همهی واحدها به بازدیدی میکنن و میرن، نیم ساعت به اخر وقت اداری مونده از رئیس اداره و مسئول های استانی زنگ بود پشت زنگ که به من میزدن حرف همه شون هم یکی بود عالی ترین مقام وزارت خونه ، دست راست وزیر ، نفر اول رشته ی ما خودش شخصا میاد برای پایش من ، دیدن این آدم که برای دیدنش باید از صد نفر وقت بگیری توی همین اتاق کوچکی خودم اتفاق خیلی عجیبیه ، میدونم که عملکرد خوبی ندارم و می دونم که بعد از این پایش هر اتفاقی برای آینده کاری من 1ه ، حتی ممکنه کارمم از دست بدم .

هم خودم شوکه شدم و هم از طرف همکارام و بالادستیامم که فشار و استرسی نیست که به من وارد نشه ، چرا این طوری شد ، چرا این همه به احتمال خیلی خیلی ضعیف برای من ممکن شد ، تنها چیزی که بهم آرامش میده کلام خداست که «عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم »

می دونم اینم می گذره ولی کاش خوب بگذره

برچسب: نویسنده: کارن قربانی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 18:51

صفحه بندی